مقدمه:
در مقالات قبلی، به اهمیت طراحی پروتزهای شخصیسازی شده برای مفصل گیجگاهی فکی (TMJ) پرداختیم. اما بعد از پایان مرحله طراحی (CAD)، یک سوال سرنوشتساز باقی میماند: کدام تکنولوژی ساخت (CAM) برای تبدیل این مدل دیجیتال به یک پروتز واقعی مناسبتر است؟
در این مقاله، دو بازوی اصلی تولید ایمپلنتهای پیشرفته، یعنی ماشینکاری CNC و تولید افزایشی (چاپ سهبعدی) را از منظر مهندسی زیستپزشکی بررسی میکنیم.

ماشینکاری CNC؛ استانداردِ قابل اعتماد
ماشینکاری عددی کامپیوتری (CNC Milling) تا به امروز، استاندارد طلایی (Standard Procedure) در تولید پروتزهای TMJ بوده است.
- دقت بالا: این روش به دلیل فرآیند “تراشکاری” از یک بلوک صلب مواد (معمولاً تیتانیوم گرید پزشکی)، خروجی بسیار دقیق و قابلپیشبینی ارائه میدهد.
- ثبات ساختاری: برای بخشهایی از پروتز که نیاز به استحکام مکانیکی بسیار بالا دارند (مانند گنویید فوسا – Glenoid Fossa)، CNC همچنان به عنوان یک انتخاب مطمئن و امتحانپسداده عمل میکند.
چاپ سهبعدی (AM)؛ فراتر از مرزهای طراحی سنتی
تولید افزایشی یا Additive Manufacturing (که شامل فناوریهایی مثل DMLS، SLM و EBM است)، رویکرد متفاوتی دارد. ساخت لایهبهلایهی قطعه، به جای تراشیدن، دنیایی از “آزادی طراحی” (Design Freedom) را به جراحان و مهندسان بخشیده است.
چرا AM در حال تغییر بازی است؟
۱. ساختارهای مشبک (Lattice/Honeycomb):
برخلاف CNC که فقط اجسام توپُر تولید میکند، چاپ سهبعدی اجازه میدهد ساختارهای داخلیِ لانه-زنبوری ایجاد کنیم. این ویژگی انقلابی برای دو هدف مهم است:
- کاهش سختی (Stiffness): با تغییر هندسه داخلی، مدول الاستیک پروتز را به استخوان طبیعی نزدیک میکنیم تا مشکل Stress-shielding (پدیده تضعیف استخوان به دلیل سختی بیش از حد ایمپلنت) به حداقل برسد.
- رشد استخوان (Bone In-growth): تخلخلِ مهندسیشده در سطح ایمپلنت، به استخوان بیمار اجازه میدهد تا در ساختار پروتز نفوذ کرده و ادغام بیولوژیکی بهتری (Osseointegration) برقرار کند.

۲. ظرافتهای هندسی:
AM اجازه میدهد قطعاتی با جزئیات هندسیِ بسیار پیچیده بسازیم که فرزهای CNC قادر به دسترسی به آنها نیستند.
CNC یا AM؛ کدام برای بیمار شما مناسبتر است؟
طبق بررسیهای صورت گرفته در مقالات مروری (مانند Mehrotra et al. 2021)، انتخاب نهایی اغلب به استراتژی هیبریدی ختم میشود. در بسیاری از طراحیهای موفق، از CNC برای ساخت بخشهای متحرک یا حفره مفصلی (به دلیل دقت سطح بالا) و از DMLS (یکی از متدهای چاپ سهبعدی) برای ساخت بخشهایی که نیاز به اتصال بهتر با استخوان دارند (به دلیل قابلیت ایجاد تخلخل)، استفاده میشود.
نکته مهم: با وجود پیشرفتهای چشمگیر در روشهای چاپ سهبعدی مانند SLM و EBM، باید توجه داشت که در مقایسه با روشهای سنتی، هنوز دادههای بالینی بلندمدت در مورد مقایسه مستقیم استحکام مکانیکی این فناوریها با روشهای کلاسیک در حال تکمیل است.

نتیجهگیری
انتخاب میان CNC و چاپ سهبعدی، انتخاب بین “خوب و بد” نیست؛ بلکه انتخاب ابزار مناسب برای نیازهای خاص بیومکانیکی هر بیمار است. آیندهی جراحی TMJ، در گروِ ترکیب هوشمندانهی این دو فناوری است تا بیمار همزمان از “استحکام” و “ادغام بیولوژیکی عالی” بهرهمند شود.



